بازخوانی بیانات رهبر شهید انقلاب در جمع جهادگران جهاددانشگاهی/ استعمار با استفاده از علم

۲۳ فروردین ۱۴۰۵ | ۰۹:۴۰ کد : ۹۷۷۶۵ تاپ خبر اخبار عمومی
تعداد بازدید:۵
به مناسبت اربعین شهادت قائد امت، در این ایام مروری داریم بر گزیده‌ای از بیانات ایشان درباره این موضوع بنیادین که در مقاطع مختلف و در جمع جهادگران جهاددانشگاهی بیان شده است.
بازخوانی بیانات رهبر شهید انقلاب در جمع جهادگران جهاددانشگاهی/ استعمار با استفاده از علم

به گزارش روابط‌عمومی جهاددانشگاهی، رهبر شهید انقلاب، حضرت آیت‌الله‌العظمی سیدعلی حسینی خامنه‌ای(رضوان‌الله تعالی علیه)، همواره از اصلی‌ترین حامیان پیشرفت علمی کشور بوده‌اند. ایشان در دیدارهایی که به‌ویژه با جوانان، دانشگاهیان و نخبگان کشور داشتند، ضمن قدردانی از تلاش فعالان عرصه علم در سراسر کشور که برای توسعه و پیشرفت علمی مجاهدت می‌کنند، «علم پیشرفته» را یکی از مولفه‌های اساسی اقتدار ملی معرفی می‌کردند؛ موضوعی که به تعبیر ایشان، از عوامل مهم یأس دشمنان به شمار می‌رود.

 در میان نهادهای مولود انقلاب اسلامی، جهاددانشگاهی در مسیر رسالت علمی و انقلابی خود همواره مورد توجه و تأکید رهبر فرزانه شهید بوده است. معظم‌له در دیدارهایی که با جهادگران، پژوهشگران و مدیران جهاددانشگاهی داشته‌اند، مکرراً بر اهمیت پیشرفت علمی کشور و نقش اقتدارآفرین علم تأکید می‌فرمودند.

 به مناسبت اربعین شهادت قائد امت، در این ایام مروری داریم بر گزیده‌ای از بیانات ایشان درباره این موضوع بنیادین که در مقاطع مختلف و در جمع جهادگران جهاددانشگاهی بیان شده است.

رهنمود(3): استعمار با استفاده از علم
بیانات در دیدار جمعی از جهادگران علمی کشور (پژوهشگاه رویان)11 شهریور ماه 82:

ما یک مخزن عظیم و تمام نشدنی در کشور داریم که آن عبارتست از همان استعداد انسانی؛ و یک سدی جلوی این مخزن عظیم را همیشه گرفته بوده ، سد تحقیر از سویی و احساس حقارت و ناتوانی از سوی دیگر. ایرانیها مدت طولانی به صورت یک مجموعه‌ای که توان کار ندارند به خودشان نگاه کردند. بعد از آن که این تمدن پرتلالو اروپایی‌ها که با علم کار خودشان را آغاز کردند و از همان اندک علمی که داشتند استفاده سیاسی و کشورگشایی و جهان داری کردند . یعنی در همان قدم های اول که شروع کردند به استعمار؛ با استفاده از علم بود .

متن کامل  بیانات در این دیدار:

بسم الله الرحمن الرحیم

خیلی دوست می‌داشتم که در اثنای گزارش این برادر عزیزمان، دوستانی که در جلسه هستند سوالاتی را مطرح کنند تا با آن سوال ها و پاسخ هایی که ایشان خواهند داد، ابعاد قضیه برای ما که تخصص این کارها را نداریم بیشتر روشن بشود؛ خب سوالی مطرح نکردند. من گزارش هایی را که دوستان فرستادید، در این مدت، راجع به این قضیه، تقریباً همه اش را نگاه کردم و خوانده‌ام و یک تصویر اجمالی از قضیه در ذهن خودم دارم که کافی است ، برای اینکه اهمیت این مساله را برای من روشن کند . فی الجمله از توضیحاتی که از نوشته‌های شما به دست آوردم و مطالبی که الان اشاره کردید، می‌فهمم که این بسیار قضیه مهم و اساسی است و مژده این را هم به هیات دولت که آمده بودند به دوستان دادم که این کار بزرگ انجام گرفته. الان هم خیلی خوب است که گزارشی به آقای رییس جمهور بدهید؛ من البته در یک جلسه دیگری هم با ایشان ، درباره همین قضیه صحبت دیگری کردم. آن چیزی که من را به شدت خرسند و مشعوف می‌کند در این کار شما، این است که شما خودتان را دارید نزدیک می‌کنید به آن مخزن تمام نشدنی ثروت انسانی در کشورمان؛ ما یک مخزن عظیم و تمام نشدنی در کشور داریم که آن عبارتست از همان استعداد انسانی؛ و یک سدی جلوی این مخزن عظیم را همیشه گرفته بوده ، سد تحقیر از سویی و احساس حقارت و ناتوانی از سوی دیگر. ایرانیها مدت طولانی به صورت یک مجموعه ای که توان کار ندارند به خودشان نگاه کردند. بعد از آن که این تمدن پرتلالو اروپایی ها که با علم کار خودشان را آغاز کردند و از همان اندک علمی که داشتند استفاده سیاسی و کشورگشایی و جهان داری کردند . یعنی در همان قدم های اول که شروع کردند به استعمار؛ با استفاده از علم بود . یعنی فرق است بین حمله صلیبی ها در دوره خودش با حمله استعمار. حمله صلیبی ها یک حمله بی‌حساب و کتابی بود که رفتند برای کشورگشایی؛ پشت سرش نگاه علمی و درک علمی و حرکت علمی نبود ؛ پشتوانه اش نبود؛ لذا خب دویست سال هم این جا معطل شدند،  مدام شکست خوردند ، آمدند و رفتند ، آخرش هم کلاً رفتند، حتی تحت تاثیر هم قرار گرفتند و رفتند . حرکت استعمار این جور نبود؛ حرکت استعمار از اولی که شروع شد متکی شد به علم ، علمی که در چه چیزی جلوه کرده بود؟ در منطقه استعماری جلوه کرده بود؛ در تفنگ. خب در مقابل شمشیر، تفنگ یک پدیده علمی است؛ از این استفاده کردند. یا فرض کنید کشتی بخار در مقابل کشتی بادی، خب وقتی از پرتغال یا اسپانیا یا انگلیس بخواهند بروند به شبه قاره هند، وجود وسیله آبی بخار، که یک پدیده علمی است ، این تاثیرش به مراتب بیشتر است تا یک کشتی مثلاً بادی  ... یعنی ببینید از همان قدم های اول از علم استفاده کردند برای مقاصد سیاسی و جهانخواری و مادی و برای سلطنت؛ و در این سلطنت به هیچ چیز هم رحم نکردند. من تقریباً اطمینان دارم که شماها خیلی وقت نمی‌کنید تاریخ استعمار را  نگاه کنید. این سلول های بنیادی نمی‌گذارند که شماها به تاریخ بپردازید. حالا احتیاجی هم شاید ندارید. ما عوض شما نگاه کردیم . در مناطق استعمار شده این ها (اروپایی ها) حداکثر وحشی‌گری که ممکن است از یک انسان بروز کند را  این ها نشان دادند. حداکثر که می‌گویم با تمام معنای این کلمه می‌گویم؛ یعنی واقعاً حداکثر؛ که ما دیگر شدیدتر از این و بدتر از این را در تاریخ نداریم . فرض کنیم که بدن انسان ها را قطعه قطعه کنند. بچه ها را جلوی مادرانشان بکشند. بچه‌ها را از مادرها جدا کنند. خانه ها را ویران کنند . از این کارها کردند، هم در آمریکا، هم در آفریقا و هم در آسیا ، در هند و این مناطق . یعنی هیچ کوتاهی نکردند در استفاده از سلطنت علم خودشان برای تحکیم این سلطنت از جمله کارهایی که کردند جمع ثروت بوده. این ثروت را آوردند مجدداً این تولید علم را افزایش دادند . یعنی علم و سلطنت ، علم و قدرت طلبی همین طور گردش کرده؛ دست به دست هم داده و هر دو را قوی کردند. این غربی که امروز می‌بینید که محصول نهایی‌اش هم فعلاً آمریکاست ، این محصول یک چنین گردشی است. اولین کاری که این‌ها کردند این بوده که بزنند توی سر ملت ها؛ حالا ملتی مثل ملت هند، توسری خورده بود، یعنی جامعه هندی از آن حکومت‌های قبلی خودش هم که اصلاً هندی نبودند و ترک بودند، این مغولی ها ، از این ها چند قرن توسری خورده بود، اما مثل ملت ایران که توسری نخورده بود، این ها آمدند هرچه ‌توانستند ملت ایران را مجبور کردند به اقرار به ضعف و ناتوانی و ذلت خودش ، لذاست در قضیه مثلاً قرارداد ترکمانچای که شما نگاه می‌کنید آنجا طرف قرارداد ما روسها بودند ، قاعدتاً رقیب عمده آنها یعنی انگلیس‌ها بایستی طرف ایران را می‌گرفتند؛ درست به عکس عمل شده یعنی در قضیه قرارداد ترکمانچای، انگلیسی‌ها کاملاً طرف روس‌ها را گرفتند. گاهی هم به عنوان میانجی آمدند وسط؛ اما میانجی خائن ، نه میانجی طرفدار یک طرف. آخر یک میانجی هست که به یک طرف گرایش دارد اما بالاخره ،میانجی است؛ نه میانجی خائن. مثل اینکه می‌آید با یکی مذاکره می‌کند بعد می‌رود می‌گوید من مذاکره کردم اینجوری ، بیا با هم اینجوری عمل کنیم . یعنی اینجور با هم اتحاد کردند روس و انگلیس برای زدن توی سر ایرانی‌ها . بعد هم که خب حکومت پهلوی آمد همه چیز را خراب کرد. حکومت پهلوی در این جهت خیلی جرم بزرگی دارد در این جهت یعنی نهادینه کردند این فرهنگ را که ایرانی جماعت برود لوله هنگ بسازد، اصلاً... این فرهنگ هنوز در کشور ما ریشه دارد یعنی متاسفانه هنوز این رسوبها در کشور ما هست. عده‌ای هنوز هم که هنوز است حاضر نیستند باور کنند. این شد یک سد عظیمی مثل یک سد بتنی قطور بین این ملت و بین سرمایه عظیم خودش که آن استعداد انسانی بود که ابن سیناها و فارابی‌ها و زکریای رازی ها و ... بقیه بزرگان علم را ساخته. حالا غیر از فلسفه و علوم انسانی و این دست علوم علم را در واقع این ها دادند به اروپایی ها. کلاً بین این ذخیره عظیم و بین ملت ایران فاصله انداخت. انقلاب اسلامی که آمد اولین کاری که کرد، بنا را گذاشت  بر رخنه کردن در این دیوار؛ این دیوار را سبک کرد. امام گفتند شما می‌توانید. من چند سال قبل رفتم از این سدی را که بچه های سپاه ساخته بودند که بزرگترین سد خاکی کشور و یکی از بزرگترین سدهای خاکی منطقه است، همین سد کرخه، خیلی سد عظیمی است، خیلی سد مهمی است ، رفتم آنجا دیدم که بچه ‌ها در فاصله شاید یک کیلومتر آن طرف‌تر، روی کوهی یا جایی درشت نوشته اند" شما می‌توانید" این را نوشتند و نشان دادند که می‌توانند. شماها قبل از انقلاب را هیچ کدام یادتان نیست ، این که ایرانی جماعت بتوانند یک سد ایجاد کنند ، حال چه یک سد خاکی چه یک سد بتنی، آن هم در ابعاد سد کرخه، یک خواب و خیال بود. اصلاً تصور اینکه بشود چنین کاری را ایرانی ها انجام دهند اصلاً به ذهن کسی نمی‌گذشت . حالا سد یک نمونه کوچک آن است. این کار از اول انقلاب شروع شد. رفتند به سمت این سرمایه؛ شماها با اعتماد به خودتان، با تصمیم قاطع به اینکه این کار را دنبال کنید و با استفاده از ذخیره ایمان، که حالا این هم خودش یک فصل بسیار مهمی است که به آن اشاره می‌کنم، توانستید خودتان رابه این ذخیره عظیم، کاملاً نزدیک کنید و از این بهره برداری کنید. این خیلی برای من ارزش دارد . من خدا را شکر می‌کنم بر وجود شماها ، یعنی واقعاً شماها؛ هر کدامتان، یک نعمتی هستید . یک موهبتی هستید، یک هدیه الهی هستید به این کشور و امثال شماها استعدادهای جوشان و فعال در این کشور فراوان است. باید راه باز بشود، میدان باز بشود تا این استعدادها بیایند در صحنه. منتها با آن سابقه تاریخی اگر ما بخواهیم استعدادها فعال بشوند، بایستی شما را گرامی بداریم؛ چون شما مثل آن سرباز و رزمنده‌ای هستید که می‌رود نقطه ای را فتح می‌کند و برمی‌گردد. پس معلوم شد که می‌شود فتح کرد. ببینید این چقدر افراد را تشویق می‌کند. مثل یک قهرمانی که می‌رود در یک میدان، یک قهرمان نام آور را به خاک می‌زند، پشتش را به خاک می‌رساند. پس معلوم می‌شود که می‌شود این کار را کرد. این پیشرو بودن در این قضیه خیلی ارزش دارد و شما الحمدلله در این میدان پیشرو هستید. جزو پیشروان هستید. من آن روز به یکی از دوستان راجع به این قضیه هسته ای و همین کارهایی که در زمینه هسته‌ای انجام شده، که بسیار کار با عظمت و مهمی است،  گفتم این کاری که این جوان های جهاد کردند سر این قضیه سلولهای بنیادی ، این عظمتش کمتر از آن کار نیست  و اهمیتش بسیار بالاست . 
به هر حال مسئله توسل و توکل و از خدای متعال راه جوئی کردن این بسیار مسئله مهمی است . خدای متعال به هر کسی که در هر راهی مجاهدت کند کمک می‌کند و اگر چنانچه این مجاهدت کننده از او کمک بخواهد، این کمک اضعاف مضاعف خواهد بود. 
کمک الهی به همه هست؛ کُلاً نُمِدُ؛ به همه کمک می‌کنیم هولاء و هولاء یعنی هم آنهایی که در راه دنیا هستند هم آنهایی که در راه آخرت هستند. 
به همه ، این آیه قرآن است: "کُلاًّ نُمِدُّ  ". یعنی هرکسی که تلاش کند خود اوکمک می‌کند منتهی آن کسی که این تلاشش برای خداست و در راه خداست این کمک الهی اضعاف مضاعف است. برای خاطر این که در جهت ساخت عمومی عالم وجود است. عالم تکوین همه هستی، «یُسَبِّح للهِ ما فِی السَّمواتِ وَ مافِی الأرض » شما وقتی سبحان الله می‌گویید یک سبحان الله که شما می‌گویید خودتان را هماهنگ کردید با این منظومه عظیم؛ با این ارکسترعظیمی که همه دارند می‌گویند سبحان الله؛ با این هماهنگ شدید. وقتی با جریان هستی انسان هماهنگ شد، به طور طبیعی پیشرفتش جلوتر است. شما برخلاف جریان بخواهید شنا کنید تا با جریان شنا کنید این تفاوتش خیلی زیاد است. با جریان هستی حرکت کردید . لذا موفقیت شما زیاد خواهد بود. به همین دلیل هم هست که ما اولاً این پیشرفتهایی که داریم در بخش های مختلف، حالا اگر نگویم عموماً که شاید مواردی خلاف این باشد، غالباً مال همین بچه های مؤمن و حزب اللهی و اینهاست. در همین قضیه هسته ای هم همینجور است. در قضایای دیگری هم که ما داریم همین طور است. یعنی آن جاهایی که انسان، یک برجستگی مشاهده می‌کند، کار این بچه‌های مومن و بچه‌های متوسل و متوکل به خدای متعال است. من هرچه دیدم، در جنگ هم همینجور بود، بعد از جنگ هم همینجور است واین‌ها هستند که توانسته اند این راه را باز کنند و اعتماد به نفس را پیدا کنند. این اعتماد به نفستان خیلی ارزش دارد، این توکلتان به خدا فوق العاده ارزش دارد. این راه ها را دنبال کنید و در این قضیه هم انشاء ا... پیش بروید. نتایج عملی اش را به طور محسوس و ملموس بگذارید در دست این مردم. این ملت ما خیلی ملت عزیز و مظلومی هستند. به این ملت در طول سالهای متمادی خیلی ظلم شده؛ خیلی این‌ها تحقیر شده‌اند. برای اندک چیزی مجبور شدند دست به طرف کسانی دراز کنند که آنها برای این‌ها هیچ قدر و احترامی قائل نبودند. چه قدر از این بیمارهای ما که به مناسبت های مختلف در طول سالیان می‌رفتند خارج ، مورد آزمایش دارو و عمل و معاینات خاص قرار گرفتند که اینها را ما اطلاع پیدا کردیم. که خب الحمدلله خیلی از این کم شده؛ به برکت تلاشی که افراد مومن و خوب ما، مسؤولین خوب ما انجام داده‌اند. این ملت در راه های مختلف تحقیر شده ، با این که این همه ارزش در وجود او نهفته است.
 امروز هم اروپایی ها و غربی ها علت اصلی دشمنی و ستیزه گری شان با ما این است که می‌بینند دارد از دست در می‌رود این مجموعه استعماری با برخاستن ملت ایران ، این مجموعه دارد از دست در می‌رود یعنی دارند تشویق می‌شوند ملت ها به خودباوری .
هر کاری که شما در این زمینه علمی، چه در این زمینه خاص که بسیار ارزشمند است انجام بدهید ،چه در همه زمینه های علمی دیگر، این در حقیقت کمک به همه دنیای اسلام و درواقع به همه بشریت است. 
خیلی ما متشکریم از این گزارش خوبی که دادید و بسیار متشکریم از این کارهای بسیار باارزشی که انجام دادید و از خدای متعال خیلی متشکریم که به شما ها توفیق داده و دل های شما را اینجور مجذوب لطف و رحمت خودش قرار داده . بحمدالله، این که یک کار خوبی را انسان توفیق پیدا کند، بعد به سجده بیفتد، این خیلی با ارزش است. اینها چیزهایی است که می ماند. بدانید که این ها در تاریخ، خواهد ماند. این‌ها می‌ماند در تاریخ. این‌کارهای اصیل، این نقطه های اصیل، این ها همان سلولهای بنیادی است. سلول های بنیادی رفتار بشری همین هاست. همین توجه به خدا، شکر خدا، افتادن به سجده که آن وقت از این، همه جور سلولی را می‌شود ساخت. همه جور کاری را می‌شود از این، استحصال کرد. اصل قضیه این است. شما سلولهای بنیادی را الحمدلله در هر دو ناحیه به دست آوردید. خدا را شکر 
والسلام . 

 
text to speech icon
آخرین ویرایش ۲۴ فروردین ۱۴۰۵